گره
حسن بنیانیان به عنوان یک خروجی حوزه هنری( و نه اخراجی!) در هر دو دوره سیاسی اصلاح و اصول - سوای اینکه واقعاْ گرای اصلاح و اصول را داشتند یا نه - می تواند مورد توجه باشد. حال تو خواه پند گیر خواه ...
در هیچ یک از کشورهای جهان، مانند ایران، موضوع تحولات فرهنگی دارای چنین اهمیتی نیست، زیرا:
۱- قدرت اصلی نظام سیاسی ایران منوط به پشتیبان اکثریت مردم است و این مردم وقتی نظام سیاسی خود را حمایت می کنند که دارای گرایشات دینی و باورهای مذهبی همه جانبه ای باشند.
۲- بخش مهمی از اهداف بلند مدت و آرمانی جامعه فرهنگی است.
۳- حرف متفاوت نظام جمهوری اسلامی از سایر نظام های سیاسی موجود جهان در تحقق توأمان رشد مادی و معنوی و توسعه و تعمیق فضایل اخلاقی معنی پیدا می کند.
۴- بخش اعظم موفقیت های نظام جمهوری اسلامی، بعد از استقرار، مدیون وجود باورهای اسلامی توده مردم و نخبگانی است که با انگیزه های دینی و فرهنگ اسلامی فعالیت اجتماعی خود را دنبال می کنند.
متأسفانه با وجود اهمیت فرهنگ، در حوزه توجه و تخصیص منابع، اعم از نیروی انسانی نخبه، منابع مالی و ایجاد سازمان های کارآمد برای هدایت تحولات فرهنگی جامعه، کمترین موفقیت را داشته ایم. عوامل موثر در این کم توجهی عبارت است از:
الف) احساس کاذب درک فرهنگ از سوی مدیران متدین نظام به دلیل آشنایی با بخش محدودی از فرهنگ مذهبی از دوران کودکی و عدم احساس نیاز به رک عالمانه فرهنگ و کارکرد آن
ب) دامن زدن به نیازهای مادی جامعه، متأثر از ارتباطی که با کشورهای پیشرفته جهان به وجود آمده و فعالیت های مستمر جریان سیاسی برای جلب نظر و گرفتن آرای مردمی، که به طور طبیعی اولین و مهم ترین دغدغه آن ها، تأمین و توسعه نیازهای مادی است.
ج) وجود منابع نفتی و ناشناخته ماندن اهمیت دانش و فرهنگ نیروی انسانی در تحولات اقتصادی و اجتماعی جامعه به عنوان یک ذخیره غنی انسانی که برای همیشه ماندگار است.
د) ضعف بنیادین سازمان های فرهنگی موجود برای اثبات و تبیین اهمیت فرهنگ و کارکرد آن در فضای مدیریتی جامعه. (۱)
..
در خصوص برخی از مطالب حسن بنیانیان شاید بعداْ چیزی نوشتم ولی من باب خالی نبودن عریضه:
:: به نظر می رسد آقای بنیانیان نیز مانند بسیاری از حضرات در این توهم است که فرهنگ امری حاکمیتی است...
:: در خصوص نفت و فرهنگ و اینجور چیزها بعداْ از نفحات نفت امیرخانی پیست خواهم نمود علی قدر عقوله...
:: فکر می کنم میتوان « شعر » را هم یکی از علل بی توجهی به فرهنگ دانست. توجه به جزء یک مسأله عامل بی توجهی به اصل ... و این کشف خود خود من است و لاغیر!
...
اصلاْ مگه کسی از من نظر خواست؟!
مگه من کسی هستم که نظر بدم؟!
مگه من نظری دارم؟!
مگه من هستم که نظر بدم؟!
برداشت سیاسی آزاد... ممنون
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱- ایده پردازی برای فرهنگ سازی. حسن بنیانیان




همیشه