به متن های زیر توجه نمائید:

1. ناصر خسرو علوی و مؤید الدین شیرازی سلمانی تصور می نمودند که با نیروی بیان و تبلیغ میتوان کیش اسماعیلی را جهانگیر کرد.
ولی من میدانستم که تا روزی که شمشیر پشتیبان تبلیغ ما نشود ما نخواهیم توانست کیش خود را بر پایه زبان فارسی عالمگیر کنیم تا در تمام دنیا از شرق گرفته تا غرب، هر کجا که یک جامعه اسماعیلی هست، زبان فارسی هم در بین آن ها رواج داشته باشد.

2. رمز موفقیت اسماعیلیه تا موقعی که قلاع آن ها بدست هلاکوخان در 654 هجری ویران شد در دو چیز بود، اول این که به اقوام ایرانی می فهمانیدند که باید کسب حریّت نمایند و دوم اینکه عقیده اسماعیلیه و عقیده شیعی مذهبان در یک قسمت شبیه بهم بود و آن این که هر دو انتظار حجت عصر و مهدی موعود را می کشیدند. با این تفاوت که پیروان مذهب شیعه عقیده داشتند و دارند که مهدی موعود، امام دوازدهم ( عجل الله تعالی فرجه) می باشد و در هر موقع که خداوند مقتضی بداند ظاهر خواهد شد و مردم دنیا را از بیداد نجات خواهد داد و موجبات سعادت همه را فراهم خواهد کرد. ولی اسماعیلی ها عقیده داشتند که مهدی موعود حسن صباح و خود حسن صباح تصور می کرد مهدی موعود می باشد، و معتقد بود که باید با اقدامات قهری موجبات آزادی اقوام ایرانی را فراهم کرد و سعادت قدیم را که از دست داده اند به ان ها برگردانید.

3. حسن صباح بعد از این که قیامة القیامه را اعلام کرد تا مدت چند سال وضع زندگی او، مانند گذشته بود و با مردم زندگی می کرد و در الموت هر کس می توانست او را ببیند و پیک هایی را که از اطراف می آمد خود می پذیرفت و گاهی جواب نامه ها را با حضور پیک می نوست که زودتر آن ها را برگرداند و جواب نامه، سریع تر به دست فرستنده همان نامه برسد ولی بعد از چند سال وضع زندگی حسن صاح تغییر کرد و مردم او را نمی دیدند و از خانه خارج نمی شد و ورزش و اعمال جنگی را به تنهایی در خانه به انجام می رسانید... (1)

آیا این گفته ها و رفتارها در جامعه سیاسی ما بروز نشده اند؟!

 نزدیک ترین فرد به این طرز فکر چه کسی است؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. خداوند الموت - نوشته پل آمیر